نثر ادبی

اینبار زلیخا روایت می کند

25,000تومان

عمری ست در کنعان قلبم منتظرت نشستهام…!
میدانی به یعقوب حسودیام میشود! آخر لااقل بوی پیراهنت را شنیده، سرمست از عطر تنت چشم به راه نشسته؛ «الف لام را »ی قلبت را با نعمت
پیامبریاش حک کرده…من که پیامبر نیستم!
کاش آنروز در بازار برده فروشان یک دل سیر به تماشایت نشسته بودم؛ با هر درهمی که سرت چانه میزدند، سراسر دلم به سماع اشک، «من غلام
قمرم… »می رقصید راستش من هنوز نفهمیدم قمر از تو نور میگیرد یا تو از آن طلوع میکنی؟؟؟

توضیحات تکمیلی

وزن 100 g
ابعاد 21 x 14 x 3 cm
پدیدآور

تاریخ نشر

کد دیویی

ناشر

نوبت چاپ

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اینبار زلیخا روایت می کند”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *